مهرنامه

هر سال نزدیکای مهر که می شه:

من: آخییییییی! مژهیادش به خیر، چقد دلم می خواد برم مدرسه، دوس دارم برم لوازم تحریر بخرم، بشینم کتابامو جلد کنم،هیییییییی...دل شکسته

ارسطو: خدایا شکرت که نباید برم مدرسه. حاضرم همه عمر از صبح تا شب برم تو بیابون سر کار ولی نرم مدرسه، خدایا شکرت!!!لبخند

ملودی جان اینو اینجا به عنوان سندی نوشتم تا در آینده اگر به علم و تحصیل علاقه مند بودی، بدون ریشه در کجا داره و اگه زبونم لال نبودی هم ...نیشخند

/ 8 نظر / 18 بازدید
سحر

منم مهر رو در حد خرید لوازم تحریر و جلد کردن کتابها دوست دارم! مدرسه هم اگه امتحان نگیرند حاضرم برم! [زبان]

خاله مریم

صادقانه ما همه با لوازم التحریر و کتاب نو علاقه داریم نه به علم و دانش :D

مامان باربد

کاملا با جناب ارسطو خان هم عقیده هستم. تنها چیزی که از مهر را هم دوست دارم خریدن کیف و لوازم التحریر و... .

روشا و شاینا

هههههههههههه خیلی باحال نوشتی کلی خندیدم![قهقهه]

رونیا شکوفه بهاری

وای چقدر بانمک.کلی خندیدم توتم جان. ایشالا به درجات بالای علمی میرسه این دختر باهوش.[قلب]

مرضی

خیلی جالب بود .خوب سندی گذاشتی ها

نازنین

سلام توتم جان.لذت بردم.وبلاگ دخترت خیلی قشنگه و همچنین قلمتو دوست داشتم.خدا حفظش کنه ملودیه نازو خوشگلو. لینکتون میکنم.شما هم منو لینک کنید.[گل]

پریسا

وای وای مردم از خنده[قهقهه] دقیقا این مکالمات بین و منو همسر گرام اول مهر هر سال رد و بدل میشه و هر دفعه هم خندم میگیره از دنیای متفاوت آدما کاش دوباره میشد اون حسو حال اول مهر رو حس کنم کاش میشد برم مدرسه هییییییییییی زندگی