بوی خوب دفتر نو...

من واقعا هر سال مهر که می شه دلم برای مدرسه رفتن تنگ می شه. حتی وقتی مدرسه هم می رفتن از وسطهای تابستون دیگه دلم واسه مدرسه تنگ می شد. هنوز طعم شیرین لحظه هایی رو حس می کنم که توی ایوون بلند تابستون می نشستم و دفترامو  با خودکار قرمز خط کشی می کردم اونم دوخطه. دفتر و کتابامو کاغذ کادو و مشما می کردم و روشون عکس برگردون می زدم و اسممو می نوشتم. همیشه وقتی به این لحظه ها فکر می کردم بی زمان می شدم و انگار که هیچ فاصله ای بین امروز و اون روزها نبود. من همیشه می تونستم هشت ساله باشم. اما امسال یه کم فرق داره . وقتی مهر شد و مدرسه ها باز شد انگار خیلی از اون سالها دور بودم و دلم بیشتر تنگ شد. آخه امسال خودم بچه دارم و شاید واسه همینه که دیگه نمی تونم هشت ساله باشم. حالا می تونم کمی صبر کنم تا مدرسه رفتن دخترم رو تماشا کنم. شاید ایوونی پیدا کردیم و توش نشستیم و دفترهای باربی دار و خط کشی دار و جلد خشگل دار رو با هم تماشا کردیم و ذوق کردیم و من دوباره هشت ساله شدم...

/ 4 نظر / 16 بازدید
پریسا

آی گفتی آی گفتی منم بدجوری دلم واسه درس و مشق تنگ شده یاد اون روزا بخیر که اولهای مهر با خط خوش و اتو زده توی دفترهامون مشق مینوشتیم و بعدش انگار 1 گله گوسفند از روی دفترامون رد شده بود هییییییییی جووونی کجایی؟

زهرا مامان رایان

سلاممممممممم خوبی ؟ ملودی چه جیگری شده ماشااله من متاسفانه نمیتونم کسی رو لینک کنم .و آدرس وبلاگ www.rayan1389.loxblog.com یا mahtarin .com است .

زهرا مامان رایان

من هم دلم هوای مدرسه رو داره ..........خوش به حال بچه ها که چه حال و روزی دارن و خبر ازش ندارن هههههه تازه خوش به حالشونه که پنجشنبه ها هم تعطیلن

زهرا مامان رایان

من هم دلم هوای مدرسه رو داره ..........خوش به حال بچه ها که چه حال و روزی دارن و خبر ازش ندارن هههههه تازه خوش به حالشونه که پنجشنبه ها هم تعطیلن