معجزه زندگی

ملودی هم مثل همه نی نی ها که از بهشت اومدن ومدت زیادی از زندگی شون در دنیای متمدن نگذشته ، هیچ میونه خوبی با این چار دیواری های بتنی نداره و از صبح که از خواب بیدار می شه کفش هاشو دست می گیره و می ره دم در و می گه ددرررررر ددررررر. ملودی به سنگ و آب و خاک و درخت و مورچه و جوجو و پیشی و ببعی و گاو عشق می ورزه و فکر کنم دلش می خواد توی مزرعه زندگی کنه. و شکر خدا واز قضای خوب روزگار پدر جونش مزرعه ای نزدیک به تهران داره که ملودی و مامان و باباش به همراه مامانی و پدرجون بیشتر آخر هفته ها رو اونجا می گذرونن و دخترک از خیسی و سبزی و بع بع و قار قار سیراب می شه. این هم لحظه هایی از ملودی در مزرعه:

 

شالاپ شولوپ آب تنی           شالاپ شولوپ آب بازی

 

شنای معلق در جوی آب

گلی در یونجه زار

دسته گلی در یونجه زار!!!

موش موشی آب کشیده

تلاش برای شخم مجدد زمین

ما و دوستانمون درختان هلو

 

ملودی یکه سوار منم منم                عاشق اسب و شکار منم منم

تراکتور روندن مامان ملودی

 

بع بع های مهربون

ملودی پس از قتل نیم کیلو شاتوت

ملودی پس از آب تنی تو لباس مامانش

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ توسط توتم نظرات () |