معجزه زندگی

-         جامدی رنگارنگ و گل گلی که دائم در حال تبدیل به مایعی سفید رنگ است و برای بقا و حفظ حالت خود همش از دهان ما کمک می گیرد.

-         یک درخت تنومند گرمسیری که ما دائم مثل کوآلا به آن می چسبیم و آن را از خطر هجوم هر موجودی چه در روز و چه در شب حفظ می کنیم.

-         موجودی بیش فعال اما منزوی و اجتماع گریز که جایی را ندارد برود و همش در خانه ور دل ما می ماند و برای سرگرم کردن خود بیست و چهار ساعته با ما و وسایل ما مثل پوشک و لباس و شیشه شیر خودش را سرگرم می کند.

-         آدمی که اندازه آدم بزرگ هاست ولی وقتی با ما حرف می زند می بینیم که طفلکی صدایش بچه گانه مانده است.

-         یک انسان فرهیخته علاقه مند به موسیقی اپرایی که هر وقت ما نصفه شب ها برای خودمان آواز می خوانیم بیدار می شود و خیلی لذت می برد چون تا ما می خوانیم او هم بیدار می ماند و حتی از اینکه بابای هنر نشناس ما خواب است و از صدای ما محروم است، حرص می خورد.

-         موجودی که حس زیبایی شناسی و حس بویایی اش چندان تکامل نیافته و به محض اینکه ما جایمان را خراب می کنیم با هیجان به سمت ما می دود ومعلوم است که خیلی خوشش آمده چون در حالی که قربون صدقه ما می رود همه ماحصل کار ما را برای خودش بر می دارد.

-         و در یک کلام موجودی که نمی دانیم قبل از اینکه ما با اینهمه مزایا و سرگرمی برای او متولد شویم چگونه زندگی کسالت بارش را تحمل می کرد!!!

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط توتم نظرات () |