معجزه زندگی

خب، ملودی که هم چنان در دنیای آبی خودش به سر می بره و من و بالی در انتظار و خیال. امروز غروب به مدت یک ساعت دچار یک فکر وسواسی شده بودم در مورد کمپوت آلوورا! تنها خوراکی ای که من در این سه چهار ماه اخیر هوس می کردم بخورم و امروز فهمیدم که می گن نباید در دوران بارداری مصرف بشه و هیچ پزشکی اینو به من نگفته بود. البته از کجا باید می دونستن که من ویار کمپوت آلوورا دارم؟!!! چیزی غیر عادی تر از نبود؟!  البته هرچقدر که در اینترنت جستجو کردم، نتونستم دلایل روشن ویا عوارض مشخصی برای مصرف اون پیدا کنم. در نهایت هم تصمیم گرفتم که در دقیقه نود حاملگی ، به چیزهای منفی فکر نکنم و از خدا بخوام که آلوورا واسه ملودی خوب بوده باشه وباعث خشگلی پوست و موی اون بشه!

نگرانی های مادرانه ماهها قبل از تولد کودک به این جهان، متولد می شن و باید یاد بگیرم که چطوری با اونها مواجه بشم و اجازه ندم که احساسات منفی بهم غلبه کنن.

ملودی خانوم کوچولو هر وقت دیدی دیگه حوصلت داره سر می ره اونجا زود منو خبر کن. چون که وقت قانونی شما یک هفته دیگه به پایان میرسه. دلم برات تنگ شده...

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط توتم نظرات () |