معجزه زندگی

امروز چهارشنبه ست و از اول هفته بزرگترین مشغولیت من پیدا کردن یه مهد مناسب برای ملودی عزیزم هست. ملودی الان نزدیک به دو سال و چهار ماه داره. تا چند وقت قبل قصد داشتم تا سه سالگی برای این کار صبر کنم. اما حالا که ملودی رو مدتیه از پوشک گرفتم و شکر خدا خیلی خوب هم صحبت می کنه  و فکر می کنم قادر هست که گزارش کارهایی رو که کرده و چیزهایی رو که دیده تا حدی به من بده به نظرم بد نیست که مثلا از دو سال و نیمگی روزی سه ساعت رو در یک مهد خوب بگذرونه. البته خودم هم به این چیزی که الان دارم می گم هنوز شک دارم و وقتی فکر جدا شدنش رو از خودم می کنم ابرهای نگرانی و دلتنگی دور و برم رو می گیرند. به هر حال ما جستجو رو آغاز کردیم و نتایج اون رو اینجا می زارم تا شاید روزی به درد مادری جویای مهد بخوره.

ما یک مهد در اکباتان و چند تا هم در محدوده سعادت آباد و شهرک غرب دیدیم: ایرانمهر- مژده – زرین- شادلین – مهستان – تیام – راه رشد

تا اینجای کار به نظر من بهترین اونها مهد ایرانمهر اکباتان هست. این هم توضیحاتش:

« اولین جایی که تماس گرفتم ، چند ماه قبل. چون می دونستم که شرایط پذیرش اونجا سخت هست و ظرفیت خالی ندارن. این مهد خوشنام ترین مهد شهرک اکباتان هست و تنها مهدی داخل شهرک که من در گزینه هام داشتم. همون چند ماه قبل گفتن که تیر ماه زنگ بزنم. بالاخره بهمون اجازه ورود دادن. رفتیم و اسممون رو تو دفتر رزرو نوشتند و یک روز و ساعت مشخص رو برای بازدید تعیین کردن و تاکید کردن که راس ساعت اونجا باشیم. و البته اینکه این قرار بازدید اصلا به منزله پذیرش نیست. خلاصه این که طبق برنامه من و ارسطوملودی برای بازدید راس ساعت 9 اونجا حاضر شدیم.

در بدو ورود به هماهمگی نگهبانی  وارد یه حیاط کوچولوی با صفا شدیم که با خوشه های تاک رونده سقف شده و سایه و خنک بود . یه آبنمای کوچیک و یه لونه پرنده شیشه ای برای دو تا مرغ مینا هم توی این حیاط بود که برای ملودی جذاب بود. یه ورودی به ساختمان در این حیاط بود که همه باید کفش هاشون رو در می آوردن و از اینجا به بعد از دمپایی استفاده می کردن. سمت چپ ورودی به راهروی اصلی و سمت راستش به دفتر مدیریت منتهی می شد که انگار به ساختمون اصلی ضمیمه شده بود. خانمی که ما رو هدایت کرد داخل خوش برخود و دلنشین بود. از بچه ها هم در بدو ورود به ساختمون با انرژی و شادی استقبال می کرد  اونارو به سمت پله ها هدایت می کرد و تحویل کسی می داد که از پله ها بالا برن. بیست دقیقه ای توی دفتر نشستیم تا دو خانواده دیگه هم حاضر بشن و بریم برای بازدید. دور یک میز گرد بزرگ نشسته بودیم و خوشبختانه زیر شیشه میز پر بود از پازل و تونستیم ملودی رو سرگرم کنیم. یه کتابخونه بزرگ هم توی اون اتاق بود که که زیادی کتابها ونوع اشیای تزیینی روی اون همه نشون از قدمت اونجا داشت.

بالاخره موقع بازدید شد و همه با هم راهی شدیم . هر خانواده رو جداگانه به یک نفر سپردن تا برای ما توضیحات رو بده. اونچه که من از این مهد دستگیرم شد:

مدیریت خوب و لایقی داره. همه چیز برنامه ریزی شده و منظم هست و دیسیپلینی بر اداره اون حاکمه. البته به معنای مثبت. نه این که احساس کرده باشم بچه ها زیر فشار هستن.

کلاس ها در طبقات هست . طبقه اول که می تونید اون رو مثل یه واحد خونه فرض کنید برای بچه های شیر خوار و گروه دو تا سه سال بود که بچه های شیر خوار که گویا تعدادشون کم بود در یک اتاق بودند و سالن این واحد محل استقرار بچه های دو تا سه سال بود. بزرگ و دلباز بود و یه آشپز خونه اپن کوچولو کنارش بود. البته نه برای پخت و پز. صرفا برای سرویس دهی به بچه ها. مثل دادن آب و نگهداری ظرف های میوه شون . هر بچه یه سبد مخصوص به خودش رو داشت که اسمش روش بود و یه دست لباس اضافی توش بود. روی یه میز کوچولو هم پر از لیوان های استیل کوچیک بود که هر کس تشنه شد آب بخوره . وقتی ما رسیدیم کسی داشت براشون ارگ می زد. اما بچه ها تمام روز رو اونجا نمی گذرونن و برای بعضی برنامه ها باید به طبقات دیگه برن . مثلا یه اتاق مخصوص خمیر بازی و حجم سازی و بازی با رنگ، یه اتاق مخصوص موسیقی که وقتی ما رفتیم بچه های 4 ساله داشتن آموزش می دیدن و زایلوفون می زدن. یه اتاق برای ورزش یوگا که جداره هاش هم برای صخره وردی مجهز بود. بچه ها ساعتی از روز رو هم با مربی های آموزش انگلیسی و اسپانیولی می گذرونن که همون بازی ها رو به زبون غیر فارسی با بچه انجام می دن.

جالب اینکه تمام برنامه ها به جز شطرنج که از 4 سال به بعد هست، برای بچه های کوچکتر هم هست. مثلا برای کوچیکا خمیر بازیشون با خمیر نونی هست که خودشون هر روز درست می کنن.

آشپزخونه طبقه زیر همکف بود و وقتی ما رفتیم آشپزها مشغول تهیه نهار بودن و بچه های پیش دبستانی به همراهی یه خانم مسن خیلی شیک و بامزه که کلاه لبه دار قرمز رو سرش بود داشتن پوره سیب زمینی درست می کردن. فضای آشپزخونه به نظرم تهویه نداشت و البته در جوابم گفتن که بعد از این که بچه ها صبحانه می خورن و می رن گازها روشن می شه.

برنامه غذایی شون معمولی بود. کیفیتش رو نمی دونم. ولی تمیز بود همه جا.

آخرین بخش بازدید ما حیاط پشت ساختمون بود که خیلی بزرگ بود و کفش رو موکت کرده بودن و سقف بلندی از ایرانیت سفید هم داشت که اون رو در هر ساعتی قابل استفاده می کرد. یه قسمت حیاط بچه ها دور میز نشسته بودن و فکر کنم رنگ بازی یا خمیر بازی می کردن. وسط حیاط هم ا زهمین ست های پارکی که سرسره هستن بود و ته حیاط یه جای بزرگ و حسابی برای شن گل بازی بود که بچه با پاهای لخت می رفتن اونجا گل بازی و بعد می شستنشون و می رفتن به کلاس هاشون.

توی حیاط به گوشم می خورد که بعضی مربی ها با بچه ها انگلیسی حرف می زنن و بعضی فارسی. بچه ها هم به نظر راضی و آروم بودن.

فقط راهروهایی که به حیاط و غذاخوری منتهی می شد خیلی تنگ و تار و بدون نور بود.

به هر حال همه جا خوبی و بدی هایی داره و جای ایده آل وجود نداره. اما من و ارسطو از بین تمام این مهدهایی که حداقل تا الان دیدیم ایرانمهر رو بیش از همه پسندیدیم و امیدوارم اگر به خیر و صلاح ملودی هست در بهترین زمان ممکن به اونجا وارد بشه. فعلا که منتظریم تا ببینیم .

 و اما بعد از ایرانمهر من شادلین و تا حدی زرین رو پسندیدم:

مهد زرین موقعیت خیلی خوبی داره. ته یه کوچه عریض و خلوت تو سیمای ایران هست. یه مهد باسابقه هست. محیط مهد آرامش داشت، همچنین کسی که باهاش صحبت کردیم و فکر کنم مدیر داخلی بود خوب و صادق به نظر می رسید. حیاط بازیشون بد نبود، ولی موزاییک بود و فقط زیر وسایل بازی تاتامی بود. اجازه بازدید اتاق بچه هارو ندادن بهمون. و مشکل دیگه اینکه وقتی بچه بزرگتر می شه کلاس هایی مثل موسیقی و شطرنج و ... در قالب فوق برنامه هست. شهریه هم فکر کنم 450 .

مزیت بزرگ این مهد به نظر من آرامشش بود.

- شادلین تو خیابون سرو هست. بر خیابون اصلی و این یه عیب از نظر من. با مدیرش صحبت کردیم. از زرین با برنامه تر بود به نظرم. برا یزیر سه سال مثلا نیم ساعت در روز انگلیسی داشتن اونم فقط شعر. اما برای بزرگترها چند ساعت از روز به انگلیسی برنامه دارن. همچنین فرانسه با تاکید کمتر. بقیه برنامه های روتین مهدها روو هم دارن. منوی غذاشون از همه بهتر و کامل تر بود. حالا کیفیتش رو که نمی دونم. ما ساعت استراحت بچه ها اونجا رسیدیم و نشد که حضوری ببینیم ولی تو مونیتور همه اتاق ها رو بهمون نشون داد که البته بچه ها خواب بودن. حیاطش هم چیز خاصی نیود و تجهیزات زیادی نداشت. به نظرم برای کسایی که رو آموزش زبان تاکیددارن جای خوبیه. شهریه 430

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط توتم نظرات () |