معجزه زندگی

امروز ساعت 9 صبح در اتوبان تهران کرج به سمت تهران رانندگی می کردم. لاین دیگر اتوبان به طرف کرج و جاده چالوس و رشت ترافیک کاملا سنگین و غیر عادی بود. یادم افتاد که دوشنبه هفته آینده تعطیله. خب حتما ارتباط منطقی ای می بایست میان یک روز تعطیلی در وسط هفته آینده و چنین گریزی برای رسیدن به شهری دیگر حتی با چنین فلاکت و سختی وجود داشته باشد. یاد مطلبی از تائو تِ چینگ درباره سفر افتادم. رفتم و دوباره خواندمش. علی رغم علاقه ای که خودم به سفر دارم ولی در این سفرهایی که اینطور شکل فرار از یک بحران و اتفاق به هر قیمتی رو برای آدم تداعی می کنن با این حکیم چینی که پانصد سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرده  بسیار موافقم. شما چطور؟

اگر کشوری خردمندانه اداره شود،
ساکنانش خوشنود خواهند بود.
از دسترنج شان لذت می برند
و از آن جایی که خانه هایشان را دوست دارند
علاقه به سفر را از دست می دهند.
ممکن است در این کشور چند وسیله ی نقلیه و قایق وجود داشته باشد
ولی به جایی نمی رود.
ممکن است انبارهای ادوات جنگی وجود داشته باشند
ولی کسی از آن ها استفاده نمی کند.
مردم از خوراکشان لذت می برند
و از زندگی با خانواده هایشان شادند.
تعطیلات را در باغچه هایشان سپری می کنند
و از کمک به همسایگان خوشنود می شوند.
حتی اگر کشور همسایه به قدری به آن ها نزدیک باشد که
صدای خروس ها یا پارس سگ هایشان را به سادگی بشنوند،
از این که بدون سفر کردن به کشور همسایه در سن پیری بمیرند،
راضی اند.

نوشته شده در جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط توتم نظرات () |